«سرآغاز»
فايده ي تاريخ
مورخان و تاريخ دانان فايد ههاي بسياري براي تاريخ گفته اند. از جمله ي آنان ابن خلدون است كه گفته است : «… براي دانستن علم تاريخ … سودهاي فراوان و هدف شريف وجود دارد . فن تاريخ، ما را به سرگذشت و خوي ملت ها و دولت ها و سياست هاي پادشاهان گذشته آگاه می كند.»
ابوالحسن بيهقي می گويد : « تواريخ خزاين اسرار امور است. لاجرم هر كه در تاريخ تامل كند، در هر واقعه كه او را پيش آيد، نتيجه ي عقل جمله عقلاي عالم به وي رسيده باشد و دست غوغا و لشكر وقايع و حوادث از تاراج ذخاير فكرت او بسته باشد.»
بنابراين به نظر بيهقي نيز، فوايد تاريخ عبارتند از:
1_ برخورداري از خرد عقلاي جهان
2_ تشخيص راه درست و صحيح در هر حادثه اي كه براي شخص اتفاق افتد، با عبرت و پند گرفتن از حوادث مشابه آن در تاريخ.
بله، براي دانستن تاريخ دلايل زيادي وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره شد،اما مي توان گفت مهم ترين فايده ي تاريخ، اين است كه فهم گذشته و آگاهي از آنچه كه پيش از زمان حاضر روي داده است، سبب می شود تا وقايع امروز را بهتر درك كنيم و از آن بالاتر اينكه، دانستن گذشته (تاريخ ) كليدي است براي فهم آينده.
پس به طور قطع يكي از دانش هاي بسيار مفيد براي انسان، دانش تاريخ است و دانستن تاريخ كشور خود، از مهم ترين و ضروري ترين هاي دانستنی هاي تاريخ است. آنگاه براي ما كه تاريخ كشورمان ايران، نقش به سزايي در تاريخ كل جهان و همه تمدن ها و پيشرفت دانش بشري و تمدن در روي كره زمين داشته است، اين ضرورت به منتهاي اهميت و ارزش هم مي رسد. پس ما بايد تاريخ فلات ايران (كشور عزيزمان) را نيك بدانيم. به ويژه كه تاريخ اين فلات كه كشور ما هست براستي افتخار آميز هم است. اين تاريخ در عين حال بسيار هم پندآموز و تجربه آور است.
يادمان باشد « تاريخ تنها شرح حوادث گذشته نيست. بلكه تاريخ، علمي است براي توجيه هستی ها و رويدادهاي امروز، در راستاي شناخت سيماي مطلوب جهان فردا».
امروز به ويژه براي ما كه در اين روزگار زندگي مي كنيم خوب است بدانيم كه در گذشته دور چگونه بوده ايم و در گذشته نزديك چه شده است كه اينك در اين ايستگاه از قافله ي تمدن ايستاده ایم.
اما، چرا ما در اينجا از تاريخ سخن گفتيم؟! درحالي كه موضوع و عنوان اين كتاب، شاهنامه است!
پاسخ آن است كه شاهنامه به تمامي، تاريخ ايران است. تاريخ ايران در عهد كهن و نيز در عهد باستان. ديگر بايد اين افسانه را فراموش كرد كه دشمنان اين ملت و اين سرزمين شاهنامه را افسانه مي خوانند. شاهنامه تاريخ صادق و درست ايران است و از آنجا كه تاريخ ايران نقش مهم و موثري در تاريخ تمدن كل جهان و كل بشر داشته است، مي توان گفت: شاهنامه به نوعي تاريخ تمدن بشر و تاريخ همه ي جهان هم است.
يكي از اهداف اصلي اين كتاب نيز همين است كه هم ميهنان و خوانندگان دريابند ، آنچه در شاهنامه است، تاريخ واقعي است.
آري، شاهنامه، بيان كننده ي تاريخ و فرهنگ اين مرز و بوم است و فردوسي گزارشگر صادق اين تاريخ است كه آن را با امانتداري كامل به زبان زيباي نظم درآورده است.
البته وقتي ما اين تاريخ را می خوانيم، در كنار آن وقايع تاريخي، با رويدادهاي علمي، جغرافيايي، تبارشناسي و آب و هواي آن دوران و … نيز آشنا مي شويم و حتي با علوم در آن زمانه ي دور دست از جمله با پزشكي و نجوم و …آشنا می گرديم.
از اين رو ، هدف نویسنده نيز از تدوين اين كتاب آن است كه خواننده ضمن آشنايي بيشتر با شاهنامه، با برخي نكات و نيز برخي رموز آن نيز آشنا شود . چون در جاهايي از شاهنامه وقايع و رويدادهاي تاريخي ايران به گونه اي با زبان رمز بيان شده است. خود حكيم ابوالقاسم فردوسي نيز مي گويد: اين كتاب را هرگز دروغ و افسانه مپنداريد. بلكه هر جاي آن كه با عقل و منطق قابل فهم بود، به آن وسيله آن را دريابيد ؛ اما جاهايي از آن نيز رمز و رازي دارد كه بايد آنها را دانست:
تو اين را دروغ و فسانه مدان به كي سان رَوِشنِ زمانه مخوان
از آن هرچه اندر خورد با خرد دگر بر ره رمز معني برد